به نام یکتای بی همتا
اصل سوم: استفاده از قدرت سوال
هر سوالی که انسان از خود می کند بازتاب خاصی در روحیه و فکر او ایجاد می کند. مثلاً وقتی کسی از خود سوال می کند «چگونه است که من خوشبختم؟»، نفس این سوال روحیه اش را شاد می کند و به او القا می کند که آری من خوشبختم و این احساس و فکر به ضمیر ناخود آگاه یک سیگنال ورودی مثبت می دهد و این سیگنال پردازش می شود و حاصلی می دهد که می تواند دنیای او را به راستی زیبا کند و در واقع به سعادت و خوشبختی واقعی برساند.
کیفیت زندگی شما را نوع سوالاتی تعیین می کند که از خود می پرسید.
راستی شما به هنگام پرسش کردن از چه واژه ای بیشتر استفاده می کنید؟ از واژه «چرا» و یا از واژه «چگونه»؟ آیا می گوئید «چرا شرایط اینگونه است؟» و یا می پرسید «چگونه می توانم شرایط را زیباتر و عالی تر کنم؟» فاصله این دو نوع پرسش، فاصله جهنم تا بهشت خداست. فاصله بین بدبختی و خوشبختی انسان هاست. فاصله فقر و ثروت است. فاصله امید و نا امیدی است.
پس زیبا سوال کنید تا زیبا زندگی کنید.

